WordNet [Fellbaum 1998] یک پایگاه داده­ی لغوی برای زبان انگلیسی است که توسط آزمایشگاه Cognitive Science در دانشگاه Princeton از سال 1985 توسعه داده شده است. برخلاف فرهنگ های جامع استاندارد، WordNet بین یک کلمه و معنی آن، با معرفی synset ها تمایز قائل می­شود که این synset ها شامل کلماتی هستند در حوزه­ای، معنای یکسانی دارند. WordNet اطلاعاتی در مورد چهار بخش­گفتار در اختیار می­گذارد که عبارتند از اسم، صفت، فعل و قید. WordNet تعدادی ارتباط لغوی بین کلمات و نیز بین synset ها مشخص کرده است که عبارتند از:

  • synonymy: کلمات هم معنی کلماتی هستند که در یک حوزه­ی خاص، معنای یکسانی دارند. در واقع آن­ها پایه و اساس واحد معنایی WordNet یعنی synset ها را تشکیل می­دهند.
  • hypernymy: این ارتباط بین synset ها تعریف می­شود. بطور خاص، اگر s1 و s2 ­ دو synset باشند، می­گوییم s1 یک hypernym از s2 است اگر معنای s1 ، معنای s2 را رده­بندی کند، به عبارت دیگر، s1 ابرکلاس s2 باشد. عکس این رابطه، hyponymy نامیده می­شود.
  • meronymy: این رابطه نیز بین دو synset تعریف می­شود. می­گوییم s1 یک meronym از s2 است اگر s1 یک بخش از s2 را نشان دهد. عکس این رابطه، holonymy نامیده می­شود.
  • antonymy: رابطه­ی بین دو synset است که از نظر معنایی با هم متضاد می­باشند.

علاوه بر این، رابطه­ های زیر بین صفت ها وجود دارد:

  • Similar to: صفت ها را به صفت های مشابه مرتبط می­کند، مانند big و great.
  • attribute: صفت ها را به کیفیت یا ویژگی­ای که توصیف می­کنند ربط می­دهد، مانند big و size.
  • antonymy: صفت ها را به صفت های متضاد آن­ها ربط می­دهد مانند big و small.
  • derivationally: کلمات از سایر بخش های گفتار را که یک صفت بصورت اشتقاقی با آن­ها ارتباط دارد می­دهد، مانند big و bigness.

جدول 2-1 مثال هایی از ارتباطات بین اسم ها در WordNet را نشان می­دهد.

علاوه بر synset ها و ارتباطات لغوی بین آن­ها، WordNet برای هر synset، توصیف معنای آن را نیز دارد که به آن gloss گفته می­شود. در واقع gloss ها را می­توان توصیفات مفاهیم به حساب آورد و آن­ها در پردازش زبان طبیعی (NLP) کاربردهای زیادی دارند [Cimiano 2006].

 

 

 

 

 

جدول 2-1- مثال هایی از ارتباطات لغوی در WordNet

Example Paraphrase Type
“illness means the same Eis disease”

=> synonym(disease,illness)

 

means the same as

 

Synonym

“furniture is the general term for chair”

=> hypernym (furniture, chair)

 

is the general term for

 

Hypernym

“a chair is a kind of furniture”

=> hyponym(chair, furniture)

is a kind of Hyponym
“a branch is a part of a tree”

=^ meronymfbranch, tree)

“wood is the substance of a tree”

=> meronym(wood, tree)

“a person is member of a group”

=> meronymfperson, group

is part

 

substance/

 

member of

 

 

Meronym

“a bicycle has a wheel as part”

=> holonym(bicycle,u)heel)

“a tree has wood as substance”

=>• holonym (tree, wood)

“a group has a person as member”

=> holonym(group, person)

has part/

 

substance/

 

member

 

 

Holonym

“ascent is the contrary of descent”

=> antonym(ascent, descent)

is the contrary of Antonym