مفهوم جمعيت در الگوريتم ‍ژنتیک شبيه به چيزي است كه در زندگي طبيعي وجود دارد. براي مسأله گزاره‌هايي وجود دارند كه مي‌توانند به عنوان پاسخ، چه درست، چه غلط در نظر گرفته شوند. به اين گزاره‌ها پاسخ‌هاي ممكن يا شدني مي‌گوييم. مثلاً اگر مسأله يافتن ماكزيمم يك تابع در مجموعه اعداد صحيح باشد، تمام اعداد صحيح مي‌توانند به عنوان پاسخ شدني مسأله در نظر گرفته شوند.

در الگوريتم ژنتيك به عنوان اولين مرحله لازم است مجموعه‌اي از جواب‌هاي شدني به عنوان جمعيت اوليه ايجاد شود. اعضاي اين مجموعه معمولاً به صورت تصادفي انتخاب مي‌شوند اما در الگوريتم‌هاي بهينه، از قيدهايي استفاده مي‌شود تا جمعيت پراكندگي بيش از حد نداشته باشد. تعداد اعضاي جمعيت به نوع مسأله بستگي دارد.

در واقع تعداد اعضا پارامتري است كه با تغيير آن مي‌توان دقت جواب‌ها و سرعت همگرايي جستجو را بهبود بخشيد. در برخي مسائل يك جمعيت 8 عضوي كاملاً مناسب است در حالي كه در برخي يك جمعيت 100 عضوي نيز كافي نيست. براساس تجربه بهتر است تعداد اعضاي جمعيت عددي بين 10 تا 160 باشد. [13]