پيشينه تحقيق

//پيشينه تحقيق

پيشينه تحقيق

پيشينه تحقيق

محتواي اطلاعاتي سود و اجزاي آن، به طور گسترده­اي در متون حسابداري و مالي مورد آزمون قرار گرفته است. از آنجا که در اغلب موارد از جمله گزارشگري مالي و مدل­هاي ارزيابي، سود نقش اساسي دارد، تعيين اقلام و متغيرهاي مالي مرتبط با سود حسابداري به منظور پيش­بيني، داراي اهميت زيادي است.

نتايج برخي تحقيقات كه بر پايه ويژگي سري­هاي زماني جريان­هاي سود هستند نشان مي‌دهد كه سودهاي ساليانه از مدل گام تصادفي[1] پيروي مي‌كنند. در مدل‌هاي گام تصادفي آخرين سود مشاهده شده سود مورد انتظار آتي را تعيين مي‌كند Brown, 1993)). شواهد جديد بر خلاف مدل گام تصادفي كه سودهاي سال ما قبل را جانشيني براي سودهاي مورد انتظار آتي در نظر مي‌گيرد نشان مي‌دهد مدل سري زماني که بر داده­هاي با تاثير بيشتر بر سود برازش داده شود بهتر مي­تواند روند سودها را نمايش دهد، تا اين­که مدل سري زماني را به همه داده­ها برازش دهيم (Beaver, Lambert & Morse, 1980; Collins & Kothari, 1989). در مقابل مدل گام تصادفي‌، مدل­هاي ARIMA چنين بيان مي­كنند که سودهاي دوره فعلي فقط قسمتي از جريان­هاي سود براي تخمين سودهاي مورد انتظار محسوب مي‌شوند. به عنوان مثال روند ميانگين رجعی کامل[2]فرض را بر اين مي‌گيرد كه تمام سطوح سودها گذرا و موقت هستند و توانايي آنها براي پيش‌بيني سودهاي آتي متكي بر اطلاعات بيش از حد سودهاي پيشين (مانند تغييرات سودها، يا خود به خود بازگشتن آنها) است. همان­طور كه به عقيده براون (Brown, 1993) پيش‌بيني بهتر مدل سودها يا نيازمند وسعت بخشيدن و گستردن اطلاعات به فراسوي سري­هاي زماني جريان­هاي سود سنوات پيشين است و يا به افزايش در توانايي جداسازي سودهاي دائمي از موقتي نياز دارد. باکس و جنکينز معتقدند که پيش­بيني در يک سري زماني نه تنها به گذشته داده­هاي آن سري بر مي­گردد، حتي ممکن است به گذشته سري­هاي زماني مر تبط نيز مربوط شود. در مدل­هاي ARIMA علاوه بر عامل روند، به تغيير فصلي و تصادفي نيز توجه مي­شود.

اطلاعات مربوط به سودهاي فصلي مجموعه اطلاعات وضعيت‌هاي مرتبط با پيش‌بيني را گسترش مي‌دهد و منجر به بالا رفتن توانايي پيش‌بيني سودهاي فعلي مي‌شود (Brown, 1993). برنارد و توماس(Bernard and Thomas, 1990) با استفاده از رفتار سري­هاي زماني سودهاي فصلي متوجه شدند كه علائم و مقدار نسبي عكس­العمل‌هاي غيرطبيعي بازار با خطاهاي پيش‌بيني كه بر پايه انتظارات ساده‌انگارانه سودهاي گام تصادفي فعلي صورت مي‌گيرند، در ارتباط هستند. همچنين تحقيقات نشان مي‌دهد كه بهترين سري زماني پيش‌بيني‌هاي سود ساليانه به طور معمول ناشي از بكارگيري سودهاي فصلي ونه ساليانه است‌. اين بدان معنا است كه اگر هدف پيش‌بيني سودهاي ساليانه باشد بهترين روش براي آن‌، پيش‌بيني سودهاي چهار فصل بعد با استفاده از مدل پيش‌بيني فصلي و نهايتاً تجميع سودهاي چهار فصل است.

علاوه بر استفاده از سودها به عنوان يك عامل پيش‌بيني­كننده‌، در مطالعات قبلي از جريان­هاي نقدي و اجزاي تعهدي براي پيش‌بيني سودهاي مورد انتظار آتي استفاده شده است‌. سابرامانيام (ُSubramanyam,1996) قابليت پيش‌بيني سود خالص را با بهره‌گيري از جريان نقدي سودهاي غيراختياري مورد بررسي قرار ‌داد و نتيجه گرفت كه سود خالص فعلي در ميان سه شاخص سوددهي از بالاترين توانايي براي پيش‌بيني سود خالص آتي برخوردار است‌. فينگر(Finger, 1994) دريافت كه هم سودها و هم جريان­هاي نقدي مي‌توانند متقابلاً يكديگر را پيش‌بيني كنند ولي در افقي كوتاه­تر جريان­هاي نقدي، پيش‌بيني­كنندگان بهتري براي خودشان به نظر مي‌رسند. با اين وجود رفتارهاي خودپيوستگي اجزاي تعهدي و ارتباطات بين جريان­هاي نقدي به شكلي واضح و روشن در اين تحقيقات مورد بررسي قرار نگرفته است. به علاوه مطالعات پيشين نشان مي‌دهد كه رابطه بين سودهاي فعلي و سودهاي مورد انتظار آتي به شدت وابسته به اجزاي سودها و تداوم نسبي آنها است. در نتيجه خواص ماندگاري متفاوت اجزاي تعهدي و جريان­هاي نقدي بر روي كيفيت و توانايي پيش‌بيني سودها تأثير مي‌گذارد.

مطالعات اسلوان (Sloan, 1996) نخستين تحقيقي است كه به صورت مستقيم به تجزيه و تحليل تأثيرات پايداري نسبي جريان‌هاي نقدي و اجزاي تعهدي سودهاي فعلي بر روي پيش‌بيني سودهاي آتي پرداخته است‌. مطالعات اسلوان از اين جهت به مطالعات پيش‌بيني سود كمك مي‌كند كه وي يك مدل پيش‌بيني ساده ارائه نموده که فقط بر فرايند حسابداري مورد نياز آن تكيه مي‌نمايد بدون آنكه از مباحث آماري دست و پاگير استفاده کند. اسلوان با استفاده از ضرايب موجود در معادلات پيش‌بيني سودها نتيجه مي‌گيرد كه اجزاي جريان نقدي سودهاي فعلي نسبت به اجزاي تعهدي ماندگارتر هستند. همچنين او با توجه به ميزان نسبي برگشت ميانگين نشان مي‌دهد كه برگشت ميانگين براي شركت‌هايي كه داراي حداكثر اجزاي تعهدي هستند سريع­تر از آنهايي كه داراي حداكثر جريان­هاي نقدي مي‌باشند، اتفاق مي‌افتد.

تحقيق اسلوان از آن جهت جالب است كه او بدون استفاده از مدل­هاي پيچيده پيش‌بيني سري­هاي زماني سود، به محاسبه اين موضوع مي‌پردازد كه تا چه ميزان بازار به حجم نسبي اجزاي سودها عكس‌العمل نشان مي‌دهد. او ثابت می­کند كه بازار قادر نيست نسبت به اطلاعات اجزاي سودهاي موجود واکنش اثربخش يا کاملي نشان دهد‌. با اين وجود تحقيق او به چگونگي ارتباط اجزاي تعهدي و جريان­هاي نقدي با كيفيت سودها نمي‌پردازد، بدين معنا كه نقش اجزاي تعهدي حسابداري در كم كردن مشكلات زمان­بندي و عدم تطابق جريان­هاي نقدي مورد استفاده توسط بازار در تحقيقات او كمتر مورد توجه قرار گرفته است‌. او به رابطه بين اجزاي تعهدي و جريان­هاي نقدي و توانايي متقابل آن‌ها در پيش‌بيني يكديگر هم نپرداخته است. در واقع اجزاي تعهدي عملكردهاي خود را به وسيله فراهم آوردن اطلاعات به هنگام‌تر و توانايي تبديل اجزاي تعهدي فعلي به جريان­هاي نقدي نشان مي‌دهند. در حالي که به هنگام بودن و تحقق­بخشي، دو رفتار بنيادي اجزاي تعهدي است كه در تحقيق اسلوان و ديگران بررسي نشده است.

مطالعات پيشين بر روي سودها و اجزاي تعهدي پايدار

سودهاي پايدار قسمتي از سودهاي موجود است كه ماندگارند و ماندگاري آن‌ها ادامه مي‌يابد. کرمندی و ليپ (Kormendi & Lipe, 1987) ماندگاري سودها را مربوط به كيفيت سودها دانسته و استدلال مي­كنند آن ميزان تغييرات در اجزاي فعلي سودها که به ارزش‌هاي آتي منتقل مي‌شود نشان دهنده كيفيت سودها است‌. همه سودهاي حسابداري گزارش شده دائمي نيستند. بعضي اجزاي سودها، خصوصاً بعضي از اجزاي تعهدي بلندمدت و فعلي همانند برخي تجديد ساختارها، صلاحديدهاي مديريت‌، شناسايي سود نگهداري و يا تغيير در اصول و روش­هاي حسابداري فقط داراي تأثيري كوتاه‌مدت بر روي سودها بوده و يا تأثير آنها فقط براي يك مرتبه مي‌باشد. در نتيجه سودهايي كه داراي عناصر به شدت زودگذر هستند ممكن است داراي اثرات محدودي در ارزش‌گذاري باشند ( Cheng, Liu & Schaefer, 1996).

مطالعه بر روي سودهاي پايدار براي اولين بار توسط بيور و همكاران صورت گرفت و از نظر تجربي در ارتباط با ارزش اوراق بهادار بود. آنان از نظريه «سودهاي تحريف نشده‌[3]» يعني سودهاي پايدار، براي پيشبيني سودهاي مورد انتظار آتي استفاده كردند و تلاش كردند تا سودهاي پايدارمورد انتظار را به يك مدل تعادلي اوراق بهادار پيوند دهند. با وجود آنكه السون(Ohlson, 1987) بيان مي‌دارد كه نظريه سودهاي پايدار مورد انتظار هيچ تفاوت و يا رجحاني بر سودهاي مورد انتظار ندارد، ولي آنان نشان مي‌دهند كه نه تنها سودهاي پايدار داراي محتواي اطلاعاتي وسيع‌تري نسبت به جريان سودهاي گذشته هستند، بلكه داراي تأثيراتي وابسته به ارزش برا ي ارزش‌گذاري شركت مي‌باشند. همچنين يافته‌هاي آنان هم از جنبه نظري و هم از نظر تجربي به مرتبط ساختن قيمت فعلي به سودهاي پايدار (يعني سودهاي مورد انتظار آتي‌) و همين­طور سودهاي فعلي به سودهاي پايدار كمك مي‌كند. (Beaver, Lambert & Morse 1980).

از آنجا كه سودهاي تحريف نشده غيرقابل مشاهده هستند، تعيين جانشيني براي سودهاي پايدار، تبديل به چالشي اساسي براي محققين شده است‌. بيور و همكاران يك روند سري زماني تصادفي از سودهاي گزارش شده جاري را به عنوان جانشيني (نماينده‌اي‌) از سودهاي پايدار در نظر گرفتند.

نسبت قيمت به سود هر سهم‌ P/E ) ) روش ديگري است كه به وسيلة محققين پيشين براي نشان دادن سودهاي ناپايدار[4] مورد استفاده قرار گرفته است‌. نسبتP/E ، نسبتي است كه نسبت سودهاي مورد انتظار با دارا بودن اطلاعات كامل را به سودهاي فعلي نشان مي‌دهد (Penman, 1992). به نظر علي (Ali, 1994) عناصر گذرا احتمال حضورشان در مواقعي كه سودهاي غيرمنتظره مقدارشان نسبت به قيمت بالاتر است‌، بيشتر است‌. بيور و مورس (Beaver, Lambert, & Morse, 1980) از نسبتP/E به مثابه فيلتري براي جداسازي جزء گذرا استفاده مي‌كنند ، هر چه نسبتP/E بالاتر (پايين‌تر)، باشد تغييرات درآمدها در سال­هايي كه سبد سرمايه­گذاري اوراق بهادار (پورتفو) ايجاد شده‌، كمتر (بيشتر) مي‌شود. نتايج آنها با اين تفكر در ارتباط است‌، كه به نظر مي‌رسد بازار موقتاً به اجزاي گذرای سودها توجهي نمي­كند، به همة سودهاي حسابداري به عنوان پايدار برخورد مي‌كند، و در نتيجه ارزش آنها را بيشتر در نظر مي‌گيرد. از آنجا كه نسبت P/E بر ارتباط سودهاي آتي با سودهاي فعلي دلالت دارد، شركت‌هايي كه نسبت  P/Eآن‌ها به شكلي غيرمعمول بالا بود، داراي سودهاي به شدت پاييني بودند كه اين ناشي از محاسبه كمتر سودهاي ناپايدار فعلي و بيشتر محاسبه كردن سودهاي آتي بود. بنابراين‌، در شركت­هايي كه نسبت P/E  به شدت بالايي دارند براي يك دوره زماني كوتاه انتظار مي‌رود كه دچار تغييرات کم سود شوند چرا كه مقادير زيادي از اجزاي گذراي موجود در سودهاي گزارش شده آنها به عنوان سودهاي پايدار در نظر گرفته مي‌شود. اين حالت‌، اگر سودهاي گذراي موردنظر در سال بعد مدتشان پايان يابد و يا ناپديد شوند، به سرعت معكوس مي‌شود.

اسلوان (Sloan, 1996) دريافت كه برگشت­پذيري سود که قابل نسبت دادن به جزء تعهدي سودها است در مقابل آن بخش قابل انتساب به جزء جريان­هاي نقدي سود، از ماندگاري كمتري برخوردار است‌. نتيجه‌گيري اسلوان براين موضوع استوار است که در پيش­بيني سود آتي ضريب همبستگي بخش تعهدي از بخش نقدي بيشتر است. او سپس نشان مي‌دهد كه اجزاي تعهدي در مقايسه با اجزاي جريان­هاي نقدي از درجه بازگشت ميانگين بالاتري (يعني ماندگاري كمتري‌) در سودها برخوردارند.

همان­طور كه در تحقيق اسلوان نشان داده شده است‌، برگشت ميانگين در پرتفوي اجزاي تعهدي با حداكثر ميزان ممكن‌، نسبت به جريان نقدي، سريع­تر اتفاق مي‌افتد. برگشت ميانگين بالاتر يا به تعبيري ماندگاري كمتر اجزاي تعهدي را هم مي‌توان به عنوان مشاهده‌اي از به هنگام بودن غيرمتقارن اجزاي سودها تلقي كرد. انتظار مي‌رود به هنگام بودن غيرمتقارن در درك اطلاعات وابسته به ارزش، به شكل ماندگاري غيرمتقارن در سودها نمود يابد. اين موضوع بر اين امر دلالت دارد كه روش­هاي حسابداري يا عكس‌العمل‌هاي بازار، كه بيشتر اطلاعات را مبتني بر زمان ارائه مي‌كنند، مانند شناخت اجزاي تعهدي يا عكس‌العمل‌هاي بازار به اخبار خوب‌، از ماندگاري كمتري برخوردار خواهند بود (يا برگشت ميانگين بيشتري خواهند داشت‌).

محتوي اطلاعاتي اجزاي تعهدي

در بررسي تحقيقات انجام شده در اواسط دهه 1980، محتواي فزاينده اطلاعات جريان­هاي نقدي به مراتب بيشتر از سودهاي تعهدي مورد توجه خاص قرار گرفته است. السون (Ohlson, 1987) با آزمودن مدلي که در آن جريان نقدي، در رابطه سود-بازده داراي ضريب با اهميتي بود، دريافت كه بازار، وزن­هاي متفاوتي به جريان نقدي و جزء تعهدي سودهاي فعلي مي‌دهد.

بيشتر مطالعات بر روي محتواي فزاينده اطلاعات‌، سودهاي حسابداري را به صورت جريان نقدي حاصل از عمليات‌، اجزاي تعهدي جاري و اجزاي تعهدي غيرجاري تجزيه نموده و بازده سهام را با هر يك از اجزا مرتبط مي‌سازند . Pfeiffer, Elgers, Lo &.Recs, 1998)). قبل از الزامي شدن تهيه صورت جريان وجوه نقد توسط هيئت تدوين استانداردهاي حسابداري مالي آمريکا در سال 1987، در تحقيقات انجام شده عموماً از استهلاك و استهلاك دارايي­هاي نامشهود به عنوان اقلام تعهدي خالص براي تفكيك سودها به دو جزء تعهدي و جريان­هاي نقدي استفاده مي‌شد.

بوئن، بورگ استالر ودالي(Bowen, Burgstahler & Daley, 1987) در تحقيقي به بررسي محتواي افزاينده اطلاعاتي ارقام تعهدي و نقدي پرداختند. نتايج اين تحقيق حاکي از آن است که اطلاعات مربوط به جريان­هاي نقدي داراي محتواي افزاينده اطلاعاتي نسبت به سود است. هم چنين اطلاعات مربوط به جريان­هاي نقدي داراي محتواي افزاينده اطلاعاتي نسبت به اطلاعات توامان سود وسرمايه در گردش حاصل از عمليات بوده و اطلاعات مربوط به جريان­هاي تعهدي(سود و سرمايه درگردش حاصل از عمليات) به صورت جداگانه و همچنين به صورت توامان، داراي محتواي افزاينده اطلاعاتي نسبت به جريان­هاي نقدي مي­باشند.

عاشق علي (Ali, 1994) به بررسي محتواي افزاينده اطلاعاتي سود، سرمايه در گردش حاصل از عمليات و جريان­هاي نقدي پرداخت. او در اين تحقيق محتواي افزاينده اطلاعاتي سود بر سرمايه در گردش حاصل از عمليات و جريان­هاي نقدي را تاييد نمود. همچنين در اين آزمون محتواي افزاينده اطلاعاتي سرمايه در گردش حاصل از عمليات بر سود و جريان­هاي نقدي نيز تاييد شد. ولي در مورد محتواي افزاينده اطلاعاتي وجوه نقد حاصل از عمليات بر ساير عوامل، دو حالت مشاهده شد: در حالتي که شرکت­هاي مورد مطالعه تغييرات کمي در وجوه نقد حاصل از عمليات داشته­اند، محتواي افزاينده اطلاعاتي نسبت به سايرين مشاهده شد؛ ودر حالتي که شرکت­هاي مورد مطالعه تغييرات بزرگي (زيادي) در وجوه نقد حاصل از عمليات داشته­اند، محتواي افزاينده اطلاعاتي نسبت به سايرين مشاهده نشد.

دیچاو و همکاران (Dechow and Et al, 2004) پایداری و قیمت­گذاری اجزای نقدی سود را مورد بررسی قرار دادند. آنها اجزای نقدی سود را به سه جزء، مانده وجوه نقد، وجوه نقد پرداختی به اعتباردهندگان و وجوه نقد پرداختی به سهامداران تجزیه کردند و دریافتند اجزای پایدارتر سود، که در این تحقیق وجوه پرداختی به سهامداران بود، رابطه معنی­داری با قیمت سهام دارد.

پيشينه اكثر تحقيقات انجام شده در ايران كه مرتبط با موضوع اين تحقيق است به شرح زير مي‌باشد:

عرب مازار يزدي  (Arabmazar Yazdi,1995) محتواي افزاينده اطلاعاتي جريان‌هاي تعهدي و نقدي شركت‌ها را بررسي کرد‌. نتايج به دست آمده نشانگر آن بود كه داده‌هاي جريان‌هاي نقدي داراي محتواي افزاينده اطلاعاتي نسبت به داده‌هاي جريان‌هاي تعهدي نيست و رابطه معناداري بين تغييرات غيرمنتظره جريان‌هاي نقدي حاصل از عمليات و تغييرات غيرمنتظره بازار سهام وجود ندارد. كردستاني (kordestani,1995) با بررسي ارتباط بين سودهاي تاريخي با سودهاي آتي و سودهاي تاريخي و جريان‌هاي نقدي آتي نشان داد كه مدل‌هاي رگرسيون سري زماني براي اكثر شركت‌ها قادر نيست با استفاده از مشاهدات گذشته سودها، جريان‌هاي نقدي و سودهاي آتي را به گونه‌اي پيش‌بيني كند كه به ارقام واقعي آن‌ها نزديك باشد. خداياري (Khodayari,1997) با استفاده از سه مدل رگرسيوني كه به ترتيب در هر كدام از آن‌ها جريان‌هاي نقدي عملياتي‌، سود عملياتي و سود و جريان نقدي عملياتي به عنوان متغير توضيحي بودند، ارتباط بين جريان‌هاي نقدي و سه متغير مستقل مذكور را بررسي کرد. نتايج اين تحقيق نشان مي‌دهد كه بين جريان‌هاي نقدي عملياتي و سود عملياتي و يا جريان‌هاي نقدي دوره جاري و دوره‌هاي قبل ارتباط معني‌داري وجود ندارد. هم چنين استفاده توأم جريان‌هاي نقدي عملياتي و سود عملياتي دوره جاري و دوره‌هاي قبل توان پيش‌بيني جريان‌هاي نقدي عملياتي آتي را افزايش مي‌دهد، ليكن اين افزايش معني‌دار نخواهد بود. سعد محمدي (Saedmohamadi,1998) به تحقيق در خصوص تعيين ميزان ارتباط سود با جريان‌هاي نقدي ناشي از فعاليت‌هاي عملياتي پرداخته است‌. نتايج تحقيق نشان مي‌دهد كه بين سود نقدي و سود تعهدي رابطه خطي قوي وجود ندارد و سود تعهدي نمي‌تواند تفسيري روشن در مورد پيش‌بيني جريان‌هاي نقدي ارايه كند. صادق بيان (Sadegh Bayan,1998) رابطه بين وجوه نقد حاصل از فعاليت‌هاي عملياتي و سود عملياتي را بررسي کرد و نشان داد كه رابطه معني‌داري بين جريان‌هاي نقدي حاصل از فعاليت‌هاي عملياتي و سود عملياتي وجود ندارد. جنت رستمي (Gennat Rostami,1999) به بررسي نقش و قابليت سود در پيش‌بيني سود و جريان‌هاي نقدي آتي سرمايه‌گذاري در سهام شركت‌هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است‌. نتايج اين تحقيق نشان مي‌دهد كه ارتباط معني‌داري بين سودهاي گذشته و سود دوره آتي و هم چنين بين سود و جريان‌هاي نقدي گذشته با جريان‌هاي نقدي آتي وجود دارد. مدرس (Modarres,2001) با استفاده از اطلاعات حسابداري شامل 1) جريان‌هاي نقدي عملياتي‌، 2) سودهاي حسابداري‌، 3) جريان‌هاي نقدي عملياتي و سودهاي حسابداري و 4) جريان‌هاي نقدي عملياتي و سودهاي حسابداري تاريخي و اقلام مربوط به دارايي‌ها و بدهي‌هاي جاري، رابطه اين اقلام را با جريان‌هاي نقدي عملياتي بررسي کرد. نتايج تحقيق نشان داد كه پيش‌بيني جريان‌هاي نقدي عملياتي با استفاده از جريان‌هاي نقدي عملياتي تاريخي امكان‌پذير نيست‌؛ اما اين پيش‌بيني با استفاده از سود عملياتي تاريخي امكان‌پذير است و استفاده هم زمان از جريان‌هاي نقدي عملياتي و سود عملياتي تاريخي‌، مدل پيش‌بيني را بهبود مي‌بخشد و ورود اجزاي سرمايه در گردش به مدل‌، توان پيش‌بيني را افزايش مي­دهد. هاشمي (Hashemi,2004) با بررسي رابطه جريان­هاي نقدي عملياتي آتي و اجزاي سود عملياتي تاريخي و همچنين پيش‌بيني جريان­هاي نقدي آتي با استفاده از اجزايي سود تعهدي تاريخي نتيجه گرفت كه سود حسابداري داراي توانايي پيش‌بيني جريان­هاي نقدي آتي است و سودهاي تقسيم شده به دو جزء جريان نقدي و تعهدي، جريان­هاي نقدي را بهتر پيش­بيني مي­­کند. عرب مازار یزدی و همکاران (Arabmazar Yazdi,2006) محتوای اطلاعاتی جریان­های نقدی وتعهدی در بازار سرمایه ایران را مورد بررسی قرار دادند. یافته­های تحقیق بر وجود محتوای افزاینده اطلاعاتی سود نسبت به جریان­های نقدی عملیاتی دلالت دارد. همچنین اقلام تعهدی نسبت به جریان­های نقدی عملیاتی دارای محتوای افزاینده اطلاعاتی است. حسینی (Hosseini, 2006) تأثیر کیفیت اقلام تعهدی بر هزینه سرمایه شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار را مورد بررسی قرار داد. در این تحقیق اقلام تعهدی به عنوان تفاوت میان سود حسابداری و جریان­های نقدی تعریف شده­اند. نتایج تحقیق نشان می­دهد که هزینه­ سرمایه شرکت­ها تحت تأثیر کیفیت اقلام تعهدی و اجزای مربوط به آن قرار نمی­گیرد. به عبارت دیگر نمی­توان پذیرفت که بین هزینه سرمایه شرکت­های با کیفیت اقلام تعهدی پایین، در مقایسه با شرکت­های با کیفیت اقلام تعهدی خوب و بالا، اختلاف معنی­داری وجود دارد.

فرضيات تحقيق

هدف اصلي اين تحقيق شناخت رابطه بين سودهاي گزارش شده حسابداري و سود آتي، توانايي پيش­بيني اجزاي تعهدي و جريان­هاي نقدي و تأثير اين توانايي بر كيفيت سود پيش­بيني شده بود و سعي شد به سوالات زير پاسخ داده شود:

1)        آيا دقت اجزاي سود در پيش­بيني خودشان، به بهبود پيش­بيني سودها مي­انجامد؟

2)        آيا دقت اجزاي سود در پيش­بيني خودشان و در نتيجه بهبود پيش­بيني سودها مي­تواند پايداري سودها و رابطه سودها و جريان­هاي نقدي را توضيح دهد؟

3)        كدام يك از اجزاي تعهدي و جريان­هاي نقدي فعلي در پيش­بيني اجزاي تعهدي و جريان­هاي نقدي آتي داراي توانايي قوي­تري مي­باشند؟

4)     درصورت توانايي قوي­تر اجزاي تعهدي وجريان­هاي نقدي در پيش­بيني سودهاي آتي، آيا رابطه مثبتي بين سودها وجريان نقدي وجود دارد؟

براي پاسخگويي به سئوالات فوق فرضياتي به شرح زير آزمون مي­شوند:

فرضيه 1: پيش­بيني سودها

اولين موضوع اين است که آيا تفکيک سودهاي حسابداري متغيرهاي مرتبط دقيق­تري براي پيش­بيني سودهاي آتي فراهم مي­آورد. محققين بسياري همچون فيفر و سايرين (Pfeiffer et al,1998) استدلال کردند که گزارش کردن اجزاي سودها و پيش­بيني اين اجزا نسبت به وضعيتي که فقط مجموع سودها گزارش و پيش­بيني مي­شود، محتواي اطلاعاتي بيشتري دارد.

براي ارزيابي قابليت پيش­بيني اجزاي سودها، اين تحقيق، با توجه به تحقيقات پيشين که از سه مدل اتورگرسيو[5]، اجزاي سودهاي ترکيبي[6]و پيش­بيني خطي ساده معروف به اسلوان[7]استفاده کرده­اند، به صورت زير تدوين شد:

«پيش­بيني سودهاي آتي بر اساس مدل اجزاي سودهاي ترکيبي ومدل پيش­بيني خطي ساده(اسلوان) از مدل پيش­بيني اتورگرسيو دقيق­تر است.»

به نظر مي­رسيد که هرچه تفکيک سودهاي حسابداري بيشتر باشد، دقت پيش­بيني بيشتر است، زيرا از محتواي اطلاعاتي بيشتري برخوردار است. در نتيجه مدل اجزاي سودهاي ترکيبي ومدل پيش­بيني خطي ساده بايد از مدل پيش­بيني اتورگرسيو در پيش­بيني سود هاي آتي از قابليت بيشتري برخوردار باشد.

فرضيه 2: پايداري سودها

موضوع بعدي اين بود که عملکرد سودها با قابليت پيش­بيني اجزاي سودها چه رابطه­اي دارد. به نظر مي­رسيد اگر جزء تعهدي اساساً با تداوم و استمرار پايين عملکرد سودهاي فعلي مرتبط باشد، سودهايي که اجزاي آنها قابليت پيشگويي قوي­تري دارند، استمرار بيشتري داشته باشند. به بيان ديگر، در صورتي که اجزاي نقدي واجزاي تعهدي سودهاي فعلي مستمرتر باشند، مجموعه سودها از استمرار بيشتري برخوردار خواهند بود. لذا فرضيه دوم به صورت زير تدوين شد:

«هنگامي که سودهاي فعلي توانايي پيش­بيني قوي­تري در جزء تعهدي و/ يا جزء جريان نقدي خود داشته باشند، پايداري سودها بيشتر است.»

فرضيه 3: رابطه بين سودها- جريان نقدي

در نهايت اين سئوال مطرح شد که از دو جزء، جزء تعهدي و جزء جريان­هاي نقدي سود هاي فعلي، کدام يک توانايي بيشتري براي پيش­بيني سود دارند و آيا درصورت توانايي قوي­تر اجزاي تعهدي وجريان­هاي نقدي در پيش­بيني سودهاي آتي، رابطه مثبتي بين سودها وجريان نقدي وجود دارد؟ بدين منظور فرضيه سوم به شرح زير بيان شد:

«هنگامي که جزء تعهدي و يا جزء جريان نقدي سودهاي فعلي از قابليت پيش­بيني قوي­تري برخوردار باشد، رابطه همزمان ميان سودها وجريان نقدي افزايش مي­يابد.»

روش تحقيق و مدل­هاي مورد استفاده

اين تحقيق از نوع تجربي بوده و در حوزه تئوري­هاي اثباتي حسابداري قابل طبقه‌بندي است‌. روش تحقيق مورد استفاده در اين پژوهش بنا به ماهيت آن روش شبه آزمايشي[8] است و در آن از مدل­هاي زير براي برآورد ضرايب و سود شركت­ها استفاده شد.

مدل يك: مدل اتورگرسيو ( مدل فريمن)

که در آن:

= سود عملياتي دوره آتي شركت i

 = سود عملياتي شركت i در دوره t

Vi,t = جزء اخلال (باقيمانده) شركت i در دوره t

مدل دو: مدل پيش­بيني خطي ساده (اسلوان)

به منظور برآورد پارامترهاي مدل براي شركت­هاي عضو نمونه، مدل فوق بر حسب پارامترهاي آنها به دو مدل 1-2 و 2-2 تفكيك شد:

مدل 2-.1       

که در آن:

Earningi,t+1 = سود عملياتي دوره آتي شركت i

Earningsi,t= سود عملياتي شركت i در دوره t

Cashflowsi,t = جريان­هاي نقدي عملياتي (جزء نقدي سود عملياتي) شركت i در دوره t

Vi,t = جزء اخلال ( باقيمانده شركت i در دوره t

مدل 2-2 .      

که در آن:

Earningsi,t+1 = سود عملياتي شركت i در دوره t

Accrualsi,t = مجموع اقلام تعهدي (جزء تعهدي سود عملياتي) شركت i در دوره t

Vi,t= جزء اخلال (باقيمانده) شركت i در دوره t

 در مدل­هاي فوق متغير وابسته، سود عملياتي شركت­ها در دوره t+1 است كه از روي مجموع سودهاي عملياتي شركت­ها و در يك مرحله با احتساب جزء نقدي سود و در مرحله ديگر با لحاظ كردن جزء غيرنقدي (مجموع اقلام تعهدي) برآورد شد.

داده­هاي متغير مستقل Earnings مدل­هاي 1- 2 و 2- 2 فوق، داده­هاي سري زماني بوده و براي متغير Cashflows و Accruals از داده­هاي مقطعي استفاده شده است، كه به اين نوع مدل­ها، مدل­هاي سري زماني رگرسيون[9] اطلاق مي­گردد.

مدل 3. مدل پيش­بيني اجزاي سودهاي تركيبي

که در آن:

Accruali,t+1 = مجموع اقلام تعهدي ( جزء غير نقدي) دوره آتي شركت i

Cashflowsi,t+1 = جريان­هاي نقدي عملياتي دوره آتي شركت i

Accruali,t = مجموع اقلام تعهدي شركت i در دوره t

Cashflowsi,t= جريان­هاي نقدي عملياتي شركت i در دوره t

Vt = جزء اخلال (باقيمانده) شركت i در دوره t

در اين مدل محدوديت، رابطه متعامد (عمود بر هم) بين اجزاء تعهدي و جريان­هاي نقدي كاسته شده و براي پيش­بيني اجزاي تعهدي آتي و جريان­هاي نقدي آتي، مستقيماً توانايي نسبي اجزاي تعهدي فعلي را بررسي مي­كند. مدل­هاي 3- 1 و 3-2 از مدل 3 مشتق شده­اند و در اين تحقيق از آن­ها جهت تجزيه و تحليل تجربي استفاده مي­شود. مزيت استفاده از مدل سه اين است كه اين مدل به طور مستقيم توانايي نسبي دو جزء تعهدي و جريان­هاي نقدي سودهاي فعلي را بررسي نموده تا جريان­هاي نقدي و تعهدي آتي را پيش­بيني كند. با تفكيك اجزاي سودهاي آتي مي­توان همبستگي­هاي متوالي[10] و بر هم كنش هاي مقطعي[11] هر جزء را در زمان­هاي مختلف ارزيابي كرد. علاوه بر اين چون در معادله­هاي 3- 1 و 3- 2 از يك پيشگو[12] استفاده شده است، اين مدل مقايسه توانايي پيش­بيني اجزاي سودها را آسان مي­كند.

مدل 3- 1)      


مدل 3- 2)

در مدل­هاي 3- 1 و 3- 2 از اجزاي سود عملياتي براي پيش­بيني جريان­هاي نقدي و تعهدي آتي استفاده شده و توانايي نسبي هر يك از اجزا در پيش­بيني مورد بررسي قرار مي­گيرد. علاوه بر مدل­هاي فوق، براي بررسي توانايي اجزاي سود در پيش­بيني سود و بالعکس توانايي سودها در پيش­بيني اجزاي خودش از مدل­هاي زير استفاده مي­شود:

مدل 3-3: مدل پيش­بيني سود با استفاده از جريان نقدي

که در آن:

= سود عملياتي دوره آتي شرکت

= جريان­هاي نقدي عملياتي شرکت  ام در دوره

= خطاي مدل

مدل 3-4:مدل پيش بيني جريان نقدي با استفاده از سود

+  =

که در آن:

= جريان­هاي نقدي عملياتي دوره آتي شرکت i

 = سود عملياتي شرکتi دردوره t

= خطاي مدل

مدل 3-5: مدل پيش­بيني سود با استفاده از اقلام تعهدي

+=

که در آن:

= سود عملياتي دوره آتي شرکت i

= مجموع اقلام تعهدي شرکتiدر دوره t

= خطاي مدل

مدل 3-6: مدل پيش­بيني اقلام تعهدي با استفاده از سود

+=

که در آن:

= مجموع اقلام تعهدي دوره آتي شرکت i

 = سود عملياتي شرکتi دردوره t

= خطاي مدل

در اين تحقيق براي پيش­بيني و تهيه الگويي مناسب، داده­هاي زماني و مقطعي با هم تلفيق شده و الگوهاي مورد نظر بر اساس مجموع داده­ها برآورد شده است. با استفاده از مدل­هاي مذكور در فوق، داده­هاي سال­هاي 1376 الي 1383 براي كل شركت­هاي عضو نمونه برازش گرديده و براي ارزيابي توان مدل، گزينش مدل برتر و آزمون فرضيه­ها از داده­هاي سال 1384 استفاده شده است.

براي محاسبه ضرايب مدل يعني  و  ( يا به طور كلي بردار )، مي­توان از روش­هاي مختلفي استفاده نمود كه از مهمترين آنها روش حداقل مربعات (OLS) [13]وروش حداكثر راستنمايي (ML) [14]است.

در اين تحقيق از هر دو روش استفاده شد.

جامعه آماري و نمونه آماري

شركت­هاي پذيرفته­شده در بورس اوراق بهادار تهران جامعه آماري اين تحقيق را تشكيل مي‌دهد و قلمرو زماني تحقيق از سال 1376 تا سال 1384 (يك دوره 9 ساله‌) است‌. روش نمونه‌گيري‌، روش حذفي است‌. براين اساس كليه شركت­هاي عضو جامعه آماري جزء نمونه آماري منظور ‌شدند كه داراي شرايط زير بودند:

1- قبل از سال 1376 در بورس اوراق بهادار تهران پذيرفته شده باشند.

2 – فعاليت آنها توليدي باشد.

3- دوره مالي آنها مختوم به پايان اسفندماه باشد.

4- طي دوره زماني تحقيق، سهام آنها در بورس تهران لااقل هر سه ماه يكبار مبادله شده و تا پايان سال 1384 جزء شركت­هاي پذيرفته شده در بورس باقي مانده باشند.

در پايان سال 1375 تعداد 204 شركت در بورس پذيرفته شده و از اين تعداد 169 شركت توليدي بودند كه نحوه توزيع آنها بين صنايع مختلف در جدول (1)آمده است. با توجه به شرايط ذکر شده تعداد 117 شركت به عنوان شركت­هاي عضو نمونه انتخاب شدند.

جدول1. چگونگي توزيع شركت­هاي عضو نمونه آماري بين صنايع مختلف

صنعت

نوع صنعت

تعدادپذيرفته­شده در بورس

تا پايان سال 75

تعداد حائز شرايط

عضويت نمونه

1

كاني غيرفلزي

28

23

2

فلزي

27

14

3

ماشين آلات، خودرو و قطعات

39

29

4

شيميايي، پلاستيك و سلولزي

27

20

5

منسوجات

3

3

6

غذايي و دارويي

43

26

7

محصولات چوبي

1

1

8

انتشار، چاپ و تكثير

1

1

جمع

169

117

منبع: نتايج تحقيق

روش­هاي جمع­آوري اطلاعات و داده­ها

در اين پژوهش متغيرهاي مورد نياز عبارتند از: سود عملياتي، خالص وجه نقد حاصل يا مصرف­شده در فعاليت­هاي عملياتي، مجموع اقلام تعهدي و جمع دارايي­ها. سود عملياتي به طور مستقيم از صورت سود و زيان شركت­ها و خالص وجه نقد حاصل از عمليات نيز از صورت جريان وجوه نقد اين شركت­ها استخراج و مجموع اقلام تعهدي بصورت زير محاسبه شد:

خالص وجه نقد حاصل يا مصرف شده سود عملياتي = مجموع اقلام تعهدي در فعاليت­هاي عملياتي

به منظور كنترل اندازه شركت­ها در هر سال، متغيرهاي پژوهش بر جمع دارايي­هاي هر شركت تقسيم شد.

يافته­هاي تحقيق

نتايج آزمون فرضيه اول

براي ارزيابي قابليت پيش­بيني اجزاي سودها، دقت پيش­بيني سه مدل، اتورگرسيو، اجزاي سودهاي تركيبي و پيش­بيني خطي ساده معروف به مدل اسلوان بررسي و مقايسه شد. اطلاعات آماري اين بررسي در جدول (2) خلاصه شده است.

جدول (2). نتايج حاصل از برازش مدل­هاي پژوهش با استفاده از اطلاعات سال­هاي 1383-1376

مدل اول: مدل اتورگرسيو

پارامترهاي مدل

عرض از مبداء

ضريب Earn

R2

مقدار

بدون عرض از مبداء

5329/0-

2841/0

t-value*

26/19-

مدل دوم: مدل اسلوان با متغير Cash Flow

مدل 1- 2

پارامترهاي مدل

عرض از مبداء

ضريب Earn

ضريب CF

R2

مقدار

1674/0

4285/0

2346/0

3586/0

t-value*

89/20

48/14-

14/11

مدل دوم : مدل اسلوان با متغيرACCRUAL

 مدل 2- 2

پارامترهاي مدل

عرض از مبداء

ضريب Earn

ضريب AC

R2

مقدار

1886/0

4864/0-

2280/0

3646/0

t-value*

76/22

17-

02/11

مدل سوم: مدل 1- 3: مدل پيش­بيني اجزاي سودهاي تركيبي با متغير مستقل Cash Flow

 

پارامترهاي مدل

عرض از مبداء

ضريب AC

ضريب CF

R2

مقدار

1674/0

4285/0-

7654/0-

5702/0

t-value*

89/20

48/14-

35/36-

مدل 2- 3: مدل پيش­بيني اجزاي سودهاي تركيبي با متغير مستقل ACCRUAL

پارامترهاي مدل

عرض از مبداء

ضريب AC

ضريب CF

R2

مقدار

1886/0

7720/0-

4864/0-

5948/0

t-value*

76/22

32/37-

17-

* تمامي t-value محاسبه شده در مدل­هاي فوق در سطح خطاي 001/0 معني­دار مي­باشد.

پس از برازش مدل­ها و تعيين مقادير پارامترهاي مربوط، سود سال 1384 با استفاده از مدل­هاي برازش شده، پيش­بيني گرديد و قدر مطلق خطاهاي پيش­بيني از طريق فرمول زير محاسبه شد. لازم به ذکر است که سود سال 1384 نيز همانند ساير متغيرهاي تحقيق بر جمع دارايي­ها تقسيم شد.


قدر مطلق خطاي پيش­بيني مدل

در مدل سوم، از آنجا كه برآورد بر اساس جريان نقدي و مجموع اقلام تعهدي صورت گرفته، مقادير برآوردي به عنوان اجزاي سود با يكديگر جمع گرديده، به عنوان سود برآوردي با سود واقعي شركت­ها در سال 1384 مقايسه شده و قدرمطلق خطاي پيش­بيني مدل بدست آمده است.

نتايج حاصل از محاسبه قدرمطلق خطاي پيش­بيني مدل­ها در جدول (3) ارائه شده است.

جدول (3). مقايسه ميانگين قدر مطلق خطاي پيش­بيني مدل­هاي پژوهش

 مدل

مدل پيش بيني

ميانگين قدر مطلق خطاي پيش بيني

انحراف معيار خطاها

R2

1

مدل اتورگرسيو

995/1

656/1

2841/0

2-1

مدل اسلوان با متغير مستقل CF

877/2

799/7

3586/0

2-2

مدل اسلوان با متغير مستقل AC

029/3

777/7

3646/0

3

مدل اجزاي سودهاي تركيبي

738/5

412/14

3-1

مدل اجزاي سودهاي تركيبي- CF

225/4

779/14

5702/0

3-2

مدل اجزاي سودهاي تركيبي- AC

648/4

759/8

5948/0

 

جدول (4). نتايج آزمون معني­دار بودن تفاوت بين ميانگين قدرمطلق خطاي پيش­بيني مدل­ها

مقايسه

اختصار

-p* مقدار

مدل 1 با مدل 1- 2

AFE-Er-M1= AFE-Er-M2-1

161/0

مدل 1 با مدل 2- 2

AFE-Er-M1= AFE-Er-M2-2

1/0

مدل 1 با مدل 3

AFE-Er-M1= AFE-Er-M3

003/0

مدل 1- 2 با مدل 2-2

AFE-Er-M2-1= AFE-Er-M2-2

348/0

مدل 1- 2 با مدل 3

AFE-Er-M2-1= AFE-Er-M3

001/0

مدل 2-2 با مدل 3

AFE-Er-M2-2= AFE-Er-M3

001/0

مدل 1- 3 با مدل 2- 3

AFE-Er-M3-1= AFE-Er-M3-2

788/0

* در صورتي كه –p مقدار كمتر از 05/0 ( -p مقدار > 05/0 ) باشد بين ميانگين قدرمطلق خطاي پيش­بيني مدل­ها اختلاف معني­داري وجود دارد در غير اين­صورت، اختلاف معني­داري وجود ندارد.

 همان­گونه كه در جدول (3) مشاهده مي­شود كمترين ميزان خطاي پيش­بيني مدل، مربوط به مدل اتورگرسيو با مقدار 995/1 و بيشترين آن مربوط به اجزاي سودهاي تركيبي با مقدار 738/5 است. انحراف معيار خطاهاي مدل ها نيز در مدل اتورگرسيو كمترين مقدار ( 656/1 ) و در مدل پيش­بيني اجزاي سودهاي تركيب بیشترين مقدار(412/14) را دارد. بديهي است مدلي كه كمترين ميزان خطاي پيش­بيني و كمترين انحراف معيار خطاي پيش­بيني را داشته باشد مدل ارجح است. اما از سوي ديگر، نتايج آزمون معني­دار بودن تفاوت بين ميانگين قدر مطلق خطاي پيش­بيني مدل­ها نشان مي­دهد در سطح خطاي 5% بين مقادير پيش­بيني مدل 1 با 2-1، مدل 1 با مدل 2-2 و مدل 2- 1 با مدل 2-2 كه داراي كمترين ميزان خطاي پيش­بيني مي­باشد اختلاف معني­داري وجود ندارد، در نتيجه از بين مدل­هاي پيش­بيني مدلي مناسب­تر است كه از ضريب تعيين (R2) بالاتري برخوردار باشد. لذا مدل اسلوان با متغير مستقل مجموع اقلام تعهدي ( مدل 2-2) توان پيش­بيني بالاتري دارد. در تمامي مدل­هاي محاسبه شده، مدل­ها با تأخير يك دوره (Lag 1) محاسبه شده­اند. به اين ترتيب فرضيه طرح شده، در خصوص مدل اجزاي سودهاي تركيبي رد مي­شود اما در مورد مدل اسلوان با توجه به بالاتربودن ضريب تعيين آن تاييد مي­شود. اين امر حاكي از اين است كه با استفاده از سودهاي گذشته مي­توان سود آتي را به طور معني­داري پيش­بيني نمود، به طوري كه داراي حداقل خطاي پيش­بيني باشد و با افزودن يكي از اجزاي سود به مدل پيش­بيني ميزان تغييرات سود آتي كه توسط سودهاي گذشته و اجزاي آن بيان مي­شود از ضريب تعيين 2841/ 0 به 3646/0 افزايش مي­يابد.

نتايج آزمون فرضيه دوم

به منظور آزمون فرضيه دوم، شركت­هاي عضو نمونه بر اساس ميانه قدر مطلق خطاهاي پيش­بيني CF و AC به دو گروه تقسيم شدند. يك گروه شركت­هايي كه قدرمطلق خطاي پيش­بيني­شان كمتر از ميانه و گروهي ديگرشركت­هايي كه قدر مطلق خطاي پيش­بيني آنها بيشتر از ميانه بود. گروه اول از شركت­ها اصطلاحاً شركت­هاي با كيفيت سود بالا ناميده شده و براي آنها يك متغير تصنعي[15] برابر با صفر قرار داده شد و براي شركت­هاي با قدر مطلق خطاي بيشتر از ميانه متغير تصنعي يك منظورشد كه به اين گونه شركت­ها اصطلاحاً شركت­هاي با كيفيت سود پائين اطلاق مي­گردد. سپس مدل پيش­بيني سود با استفاده از متغير تصنعي برازش داده شد و تأثير ورود شركت­هاي با كيفيت سود پايين و حذف شركت­هاي با كيفيت سود بالا در مدل از طريق محاسبه ضريب تعيين بررسي گرديد. همچنين در گامي ديگر با وارد نمودن اثر متقابل متغير تصنعي و متغير مستقل ضريب تعيين مجدداً محاسبه شد. جدول­هاي (5) و (6) اطلاعات مربوط را نشان مي­دهد.

علت انتخاب ميانه براي تفكيك شركت­ها با كيفيت سود بالا و پائين اين بود كه با رسم هيستوگرام­هاي مربوط به قدر مطلق خطاهاي پيش­بيني جريان نقدي و اقلام تعهدي مشخص گرديد توزيع فراواني مشاهدات چوله به راست است بنابراين بهترين شاخص مكاني ميانه مي­باشد كه از اين امر در جهت تفكيك شركت­ها استفاده شد.

نمودار1: نمودار قدرمطلق خطاهاي پيش­بيني جريان نقدي و اقلام تعهدي در سطح کليه صنايع

اطلاعات منعكس شده در جدول (5) نشان مي­دهد كه با ورود متغير تصنعي به مدل، ضريب تعيين مدل از 3586/0 به2845/0 كاهش يافته و ضريب محاسبه شده براي شركت­ها با كيفيت سود پايين (يعني ضريب DCF ) با توجه به T مقدار71/0- در سطح خطاي 05/0 معني­دار نمي­باشد. منظور اين كه نقش شركت­ها با كيفيت سود بالا و استمرار در جزء جريان نقدي با اهميت بوده و نقش موثري در پيش­بيني سودهاي مستمر دارد و اثر متقابل DCF و CF به بهبود مدل كمك مي­کند زيرا ضريب تعيين به 3718/0افزايش يافته و همه ضرايب مدل در سطح خطاي 001/0 معني­دار مي­باشد.

همچنين جدول (6) نتايج فوق را با لحاظ نمودن متغير مستقل اقلام تعهدي (AC) تائيد مي­نمايد. در اين جدول با كنارگذاشتن اقلام با كيفيت بالا از لحاظ وجود اقلام تعهدي از مدل، ضريب تعيين مدل از 3646/0 به 2842/0 كاهش يافته و –T مقدار محاسبه شده به ميزان 23/0 براي ضريب DAC در سطح خطاي 05/0 معني­دار نمي­باشد. اما با افزودن اثر متقابل متغير AC و DAC ضريب تعيين به 3755/0 افزايش يافته است.

از سويي ديگر به منظور درك صحيح­تر و كامل­تر توان پيش­بيني اجزاي سود، شركت­هاي عضو نمونه از لحاظ كيفيت سود و اجزاي آن ( تفاوت خطاي سود و اجزاي سود پيش­بيني شده شركت با ميانه خطاها) به چهار گروه به شرح جدول 7 تقسيم شده­اند.

 

جدول 5. اطلاعات مربوط به آزمون فرضيه دوم بر اساس برآورد سود و متغير مستقل جريان نقدي (CF) و متغير تصنعي DCF

R2

 

DCF

Ert

ضريب CF

عرض از مبداء

مدل پيش­بيني

3586/0

4285/0-

2346/0

1674/0

2845/0

0107/0-

5296/0-

2067/0

3718/0

1680/0

4315/0-

1498/0

1694/0

* تمامي t-value محاسبه شده در مدل­هاي فوق در سطح خطاي 001/0 معني­دار مي­باشد. ** در سطح خطاي 05/0 معني­دار نمي­باشد.


 

جدول 6. اطلاعات مربوط به آزمون فرضيه دوم بر اساس برآورد سود و متغير مستقل اقلام تعهدي (AC) و متغير تصنعي DAC

R2

 

DAC

Ert

ضريب AC

عرض از مبداء

مدل پيش بيني

3646/0

4864/0-

2280/0

1886/0

2842/0

0034/0

5323/0-

1996/0

3755/0

1770/0

4925/0-

1779/0

1866/0

* تمامي t- Value محاسبه شده در مدل­هاي فوق در سطح خطاي 001/0 معني­دار مي­باشد.

** در سطح خطاي 05/0 معني­دار نمي­باشد.

 

جدول (7).طبقه­بندي شركت­هاي عضو نمونه از لحاظ كيفيت سود

 

گروه

جريان نقدي عملياتي

اقلام تعهدي

تعداد مشاهدات در هر گروه

1

بالا

بالا

25 شركت

2

بالا

پايين

33 شركت

3

پايين

بالا

33 شركت

4

پايين

پايين

26 شركت

 

جدول 8. اطلاعات آماري مربوط به اجزاي سودها، طبقه­بندي شده بر اساس خطاي پيش­بيني (AFE) – قسمت اول

گروه

كيفيت گروه از لحاظ

ميانگين خطاي پيش­بيني در مورد

انحراف معيار

جريان نقدي

اقلام تعهدي

جريان نقدي

اقلام تعهدي

سود

جريان نقدي

اقلام تعهدي

سود

1

بالا

بالا

537/0

804/0

526/0

275/0

429/0

299/0

2

بالا

پائين

451/0

573/5

547/2

274/0

639/7

147/5

3

پائين

بالا

572/10

576/0

034/4

448/26

384/0

583/9

4

پايين

پايين

505/4

339/12

964/16

681/5

477/13

234/25

 

جدول (8) استمرار سودها و اجزاي آن مرتب شده بر اساس خطاي پيش­بيني محاسبه شده در مدل­هاي چهارگانه فوق- قسمت دوم

گروه

كيفيت گروه از لحاظ

مدل پيش­بيني سود

T– مقدار محاسبه شده براي

جريان نقدي

اقلام تعهدي

عرض از مبدا

R2

عرض از مبداء

1

بالا

بالا

2326/0

471/0

222/0

1744

66/7-

2

بالا

پايين

1969/0

651/0-

4251/0

55/13

87/13-

3

پايين

بالا

1669/0

616/0-

3793/0

37/7

46/12-

4

پايين

پايين

2182/0

381/0-

1462/0-

61/9

92/5-

 همان طور كه در جدول 8 ملاحظه مي­شود در گروه­هاي با كيفيت بالا از لحاظ جريان نقدي و اقلام تعهدي، سود، با كمترين ميزان خطا (526/0) برآورد گرديده و با تغيير و وارد نمودن گروه­ها از لحاظ تركيب كيفيت، ميزان خطاي پيش­بيني افزايش يافته به نحوي كه در چهارمين گروه كه در آن جريان نقدي و اقلام تعهدي از كمترين ميزان كيفيت برخوردار است ميزان خطاي پيش­بيني به 964/16 واحد افزايش يافته است. اين امر بيانگر آن است كه عملكرد سودها با قابليت پيش­بيني اجزاي سود و استمرار آنها رابطه مثبت دارد. به بيان ديگر اجزاي سود كه از استمرار بيشتري برخوردارند يا به تعبير ديگر از كيفيت بالاتري برخوردار هستند، مي­توانند سودها را به نحو مناسب­تري پيش­بيني كنند. نكته ديگري كه از جدول 8 استنباط مي­شود اين مفهوم است كه اساساً جزء نقدي و تأثير آن در مدل­هاي پيش­بيني بيش از اقلام تعهدي است به نحوي كه در گروه 2 كه جريان نقدي با كيفيت بالا در مدل منظور شده خطاي پيش­بيني سود 547/2 واحد بوده است در صورتي كه در گروه 3 با وارد شدن شركت­هاي با كيفيت پايين از نظر جريان نقدي و كيفيت بالا از نظر اقلام تعهدي، ميزان خطاي پيش­بيني سود به ميزان 034/4 واحد افزايش يافته است.

در قسمت دوم از جدول 8، مدل پيش­بيني اتورگرسيو با استفاده از طبقه­بندي از لحاظ كيفيت اجزاي سود برازش گرديد كه بيشترين ضريب تعيين (R2) مربوط به گروهي است كه در آن كيفيت جريان نقدي عملياتي، بالا و اقلام تعهدي پايين بوده است. ( 4251/0= R2 ). اين موضوع نشان مي­دهد كه جزء نقدي سودها كه از استمرار بيشتري برخوردار است بهتر مي­تواند سودهاي آتي را پيش­بيني کند و از محتواي اطلاعاتي بالاتري نسبت به اجزاي تعهدي برخورداراست. همچنين مي­توان نتيجه گرفت كه اجزاي جريان نقدي سودهاي فعلي نسبت به اجزاي تعهدي ماندگارتر هستند. نكته ديگر آن است که، اساساً جزء نقدي و تأثير آن در مدل­هاي پيش­بيني بيش از اقلام تعهدي است. اين امر همسو با مطالعات اسلوان مي­باشد که نشان داد، برگشت­پذيري سود كه قابل انتساب به جزء تعهدي سودها است در مقابل آن بخش قابل انتساب به جزء جريان­هاي نقدي سود، از ماندگاري كمتري برخوردار است. به تعبيري ديگر مي­توان نتيجه گرفت كه اجزاي جريان نقدي سودهاي فعلي نسبت به اجزاي تعهدي ماندگارتر هستند.

نتايج آزمون فرضيه سوم

فرضيه سوم اساساً به دنبال اين موضوع است كه كدام يك از اجزاي تعهدي يا جريان نقدي از توانايي قوي­تري در پيش­بيني سود برخوردارند و در صورت توانايي قوي­تر جزء تعهدي و جريان نقدي در پيش­بيني سودهاي آتي، آيا رابطه مثبتي بين سودها و جريان نقدي وجود دارد يا خير؟ لذا از لحاظ آماري مدل مناسب براي استنتاج منطقي در خصوص فرضيه سوم، مدل سوم، مدل پيش­بيني سودهاي تركيبي مي­باشد.

براي آزمون آماري، مدل سوم به دو مدل 3- 1 و 3- 2 در مراحل قبلي تقسيم شد كه نتايج حاصل به شرح جدول 9 و10 مي­باشد.

جدول 9. نتايج آزمون فرضيه سوم

مدل 1- 3: مدل پيش­بيني اجزاي سودهاي تركيبي – با متغير مستقل CF

پارامترهاي مدل

عرض از مبداء

ضريب AC

ضريب CF

R2

مقدار

1674/0

4285/0-

7654/0-

5702/0

t-Value*

89/20

48/14-

35/36-

مدل 2- 3: مدل پيش­بيني اجزاي سودهاي تركيبي با متغير مستقل AC

پارامترهاي مدل

عرض از مبداء

ضريب AC

ضريب CF

R2

مقدار

1886/0

7720/0-

4864/0-

5948/0

t-Value*

76/22

32/37-

17-

* تمامي t-value محاسبه شده در سطح خطاي 001/0 معني دار مي باشد.

 

جدول (10). مقايسه ميانگين قدر مطلق خطاي پيش­بيني مدل­هاي 3- 1 و 3-2

 مدل

مدل پيش­بيني

ميانگين قدرمطلق خطاي پيش­بيني

انحراف معيار خطاها

R2

3-1

مدل اجزاي سودهاي تركيبي – CF

225/4

779/14

5702/0

3-2

مدل اجزاي سودهاي تركيبي – AC

648/4

759/8

5948/0

جدول (11) نتايج آزمون معني­دار بودن تفاوت بين ميانگين قدرمطلق خطاي پيش­بيني

مقايسه

اختصار

-p* مقدار

مدل 1- 3 با مدل 2- 3

AFE-Er-M3-1=AFE-Er-M3-2

788/0

* در صورتي كه –p مقدار محاسبه شده كمتر از 05/0 ( -p مقدار > 05/0 ) باشد بين ميانگين قدر مطلق خطاي پيش­بيني مدل­ها اختلاف معني­داري وجود دارد، در غير اين­صورت، اختلاف معني­داري وجود ندارد.

با توجه به جدول 9 مي­توان ملاحظه نمود كه هر جزء سود در پيش­بيني خودش موثرتر است. جزء تعهدي با ضريب 4285/0- در مقابل ضريب 7654/0- براي جزء جريان نقدي در مدل 3- 1 و ضريب 4864/0- براي جزء جريان نقدي در مقابل ضريب 7720/0- براي جزء تعهدي در مدل 32- 2.

نكته ديگر اين كه بر اساس جدول 10 و 11 خطاي پيش­بيني مدل­هاي 3- 1 و 3- 2 با يكديگر اختلاف معني­داري ندارند لذا مدل بهتر پيش­بيني، مدلي است كه از ضريب تعيين بالاتري برخوردار باشد كه مدل 3- 2 با ضريب تعيين 5948/0 در مقايسه با مدل 3-1 با ضريب تعيين 5702/0 توانايي بهتري براي پيش­بيني اجزاي سود و در نتيجه سودها دارد.

همان­گونه که قبلآ به آن اشاره شد علاوه بر استفاده از مدل­هاي3-1 و3-2 براي بررسي توانايي اجزاي سود در پيش­بينِي سود و بالعکس از طريِق چهار مدل4-1، 4-2، 5-1 و5-2 آزمون شد که نتايج آن به شرح جدول 12 ارايه شده است:

جدول (12) نتايج برازش مدل­هاي پيش­بيني سود، جريان نقدي و اقلام تعهدي

 

پارامترهاي مدل

عرض از مبداء

ضريب CF

R2

مدل4- 1

1525/0

3429/0

1844/0

t-Value*

12/26

53/14

 

عرض از مبداء

ضريب سود

R2

مدل 4-2

034/0

5378/0

1844/0

t-Value*

56/3

53/14

 

عرض از مبداء

ضريب AC

R2

مدل 5-1

1830/0

3097/0

1432/0

t-Value*

82/35

49/12

 

عرض از مبداء

ضريب سود

R2

مدل 5- 2

034/0-

4622/0

1432/0

t-Value*

56/3-

49/12

* تمامي t- Value محاسبه شده در سطح خطاي 001/0 معني­دار مي­باشد.

همان­طور كه در جدول 12 نشان داده شده است، پيش­بيني سود از روي جريان نقدي و بالعكس پيش­بيني جريان نقدي از روي سود داراي ضريب تعيين 1844/0 است. همين وضعيت پيش­بيني سود از طريق اقلام تعهدي و بالعكس، پيش­بيني اقلام تعهدي از روي سود داراي ضريب تعيين 1432/0 است. اين امر گواهي ديگر بر اين ادعا است كه جريان­هاي نقدي، توانايي قوي­تري در پيش­بيني سودها دارند و به طور متقابل از طريق جريان نقدي و يا سودها مي­توان سودها و جريان نقدي را پيش­بيني نموده و تغييرات مربوط را توضيح داد. ضمناً در مدل­هاي 4- 1 و 4- 2 ضريب جريان نقدي و پيش­بيني سود با مقدار 3429/0 ( T مقدار 53/ 14) و ضريب سود در پيش­بيني جريان نقدي با مقدار 5378/0 (T – مقدار 53/ 14 ) مثبت بوده و معني­دار مي­باشد.

فرضيه سوم در دو بخش قابل بررسي است. در بخش اول بررسي شد كه كدام جزء از اجزاي نقدي و تعهدي از قابليت پيش­بيني قوي­تري برخوردارند و بهتر مي­توانند سودها را پيش­بيني نمايند. طبق جدول 10، 11 و 12 مي­توان به وضوح مشاهده نمود كه پيش­بيني هر جزء از روي ارقام تاريخي خود آن جزء به طور موثري امكان­پذير مي­باشد، اما در مجموع مدل 3 – 2 بدليل داشتن ضريب تعيين بالاتر)5948/0 (R2=، مدل قوي­تري است و بهتر مي­تواند تغييرات جريان­هاي نقدي را تبيين نمايد.

از سوي ديگر نتايج حاصل از برازش مدل­هاي 4-1، 4-2، 5-1 و5-2 (جدول12 ) نيز گوياي اين مطلب است كه جريان­هاي نقدي توانايي قوي­تري در پيش­بيني سودها دارد و به طور متقابل مي­توان از روي سودها، جريان نقدي و از روي جريان نقدي، سودها را پيش­بيني نموده و تغييرات مربوط را تبيين نمود. در بخش دوم فرضيه سوم اين موضوع بررسي شد كه در صورت توانايي قوي­تر جزء تعهدي و جريان نقدي در پيش­بيني سودهاي آتي، آيا رابطه مثبتي بين سودها و جريان نقدي وجود دارد يا خير؟

برازش مدل­هاي 4-1 و4-2 و تعيين ضريب جريان­هاي نقدي به عنوان متغير مستقل در پيش­بيني سود، و سودها در پيش­بيني جريان نقدي نشان مي­دهد كه ضرايب مربوط هر دو مثبت است و در سطح اطمينان 99% معني­دار مي­باشد. به بيان ديگر مي­توان گفت كه جريان­هاي نقدي گذشته قادر به پيش­بيني سودهاي آتي و سودهاي گذشته قادر به پيش­بيني جريان­هاي نقدي آتي مي­باشند و ضرايب متغيرهاي مستقل مدل پيش­بيني مثبت مي­باشد.

نتيجه­گيري

اين تحقيق به اين موضوع پرداخت كه آيا دقت اجزاي سود در پيش‌بيني خودشان‌، به بهبود پيش‌بيني سود مي‌انجامد و مي‌تواند پايداري سود و رابطة سود و جريان­هاي نقدي را توضيح دهد. تئوري اين تحقيق چنين است كه توانايي قوي‌تر اقلام تعهدي و جريان­هاي نقدي فعلي در پيش‌بيني اقلام تعهدي و جريان­هاي نقدي آتي با پيش‌بيني سودهاي آتي‌، پايداري (تداوم‌) سودها و رابطه سودها جريان­هاي نقدي ارتباط مثبت دارد. نتايج تحقيق نشان مي­دهد:

1. با استفاده از سودهاي گذشته مي­توان سود آتي را با حداقل خطاي ممکن پيش­بيني نمود. همچنين ورود يکي از اجزاي سود (نقدي ياتعهدي) به مدل ها، پيش­بيني را بهبود مي­بخشد.

2. عملکردسودها با قابليت پيش­بيني اجزاي سود واستمرار آنها رابطه مثبت دارد. به بيان ديگر اجزاي سود كه از استمرار بيشتري برخوردارند يا به تعبير ديگر از كيفيت بالاتري برخوردارند، مي­توانند سودها را به نحو مناسب­تري پيش­بيني نمايند. همچنين مشخص گرديد که تأثير جزء نقدي در مدل­هاي پيش­بيني از اقلام تعهدي بيشتر است. اين امر همسو با مطالعات اسلوان (1996) مي­باشد كه بيان مي­دارد برگشت­پذيري سود كه قابل انتساب به جزء تعهدي سودهاست در مقابل آن بخش قابل انتساب به جزء جريان­هاي نقدي سود، از ماندگاري كمتري برخوردار است. به تعبيري ديگر مي­توان نتيجه گرفت كه اجزاي جريان نقدي سودهاي فعلي نسبت به اجزاي تعهدي ماندگارتر هستند.

3. جريان­هاي نقدي توانايي قوي­تري در پيش­بيني سودها دارد و به طور متقابل مي­توان از روي سودها، جريان نقدي و از روي جريان نقدي، سودها را پيش­بيني نمود.

پيشنهادها

نتايج تحقيق حاضر نشان مي­دهد، امكان بهره­گيري از روش­هاي كمّي براي پردازش اطلاعات حسابداري و آماده­سازي آنها براي تصميم­گيري وجود دارد. شناخت علمي چگونگي تغييرات سود حسابداري و جريان­هاي نقدي شركت­ها، فرصتي براي جايگزين نمودن تحليل­هاي علمي به جاي يافته­هاي ذهني است كه نبايد مورد بي­توجهي قرار گيرد. تصميم­گيري فرصت مناسب و نادري است كه سرمايه­گذار را قادر مي­سازد تا از سرمايه خويش بهتر بهره­برداري كند، و با شناخت راه­كارها، منابع خود را به نحو مناسب­تري تخصيص دهد. صورت­هاي مالي كه حاوي اطلاعاتي در مورد سود حسابداري و جريان نقدي است، مي­تواند براي يك سرمايه­گذار يا تحليل­گر مسائل مالي بسيار مفيد باشد، تا درباره آينده يك موسسه و وضعيت سودآوري آن قضاوت نمايد. لذا تصميم­گيري كه بر مبناي يافته­هاي علمي استوار باشد مي­تواند بسيار مفيد باشد و مورد استفاده قرار گيرد. در اين خصوص اقداماتي، از جمله موارد زير مي­تواند فرهنگ تصميم­گيري بر مبناي معرفت علمي را گسترش دهد.

1- تهيه برنامه­هاي رايانه­اي مبتني بر مدل­هاي آماري براي پيش­بيني سودهاي آتي بر اساس اجزاي سودهاي گذشته و در اختيارگذاشتن آن براي كليه كساني كه خواهان بهره­گيري از اين نوع مدل­هاي پيشرفته براي پيش­بيني سود مي­باشند.

2- ملزم نمودن شركت­هاي پذيرفته شده در بورس به ارائه به موقع و به هنگام اطلاعات و گزارش اطلاعات راجع به اجزاي جريان­هاي نقدي و اقلام تعهدي به صورت مجزا در قالب گزارش­هاي رايانه­اي مدون شده و صورت­هاي مالي خلاصه شده كه به طور گسترده­اي مي­تواند در تصميم­گيري موثر باشد.

3- نتایج حاصل از آزمون فرضیه اول در سطح مدل­های 2-1 و2-2 نشان داد که اولاً ضرایب هر دو جزء نقدی وتعهدی سود حسابداری با ضرایبی بترتیب 2346/0 و2280/0 معنی­دار بوده وثانیاً جزء نقدی سود، ضریب بالاتری در پیش­بینی سود عملیاتی آتی دارد. لذا پیشنهاد می­شود در ذیل صورت سود و زیان و صورت جریان وجوه نقد یا یادداشت­های پیوست صورت­های مالی، دو جزء نقدی و مجموع اقلام تعهدی سود به نحو مناسب افشاء گردد. این امر استفاده­کنندگان را در پیش­بینی سود کمک می­کند.

4- در گزارش­هاي سالانه شركت­ها علاوه بر گزارش اقلام سود، جريان­هاي نقدي و اقلام تعهدي دوره قبل، روند اين گروه اقلام براي دوره­هاي زماني 5 ساله، يعني دوره گزارش و چهار سال قبل از آن نيز گزارش گردد تا استفاده­كنندگان از صورت­هاي مالي و گزارش­هاي تاريخي بتوانند در برازش مدل­هاي آماري از سري زماني مناسب­تري بهره­برداري و استفاده نمايند.

5- طبق نتایج حاصل از فرضیه دوم، طبقه­بندی شرکت­ها از لحاظ کیفیت اجزای سودشان و وارد کردن آنها با این نوع طبقه­بندی در مدل­های پیش­بینی به بهبود نتایج پیش­بینی مدل می­انجامد. پیشنهاد می­گردد علاوه بر درج اجزای تعهدی و نقدی سودها در یادداشت­های همراه، به نحوی مناسب کیفیت اجزای سود شرکت­ها با توجه به میانه سود شرکت­های پذیرفته شده در بورس که از لحاظ نوع صنعت طبقه­بندی شده­اند، محاسبه گردیده ودر ذیل یادداشت فوق­الذکر افشاءشود. این امر کیفیت پیش­بینی سود با استفاده از برنامه­های رایانه­ای پیشنهادی در بند یک را به طور قابل ملاحظه­ای افزایش می­دهد.

References

  1. Azar,Adel, and Mansoor Momeny (2001); Statistics and its Application In Management, Samt Publication 2nd Volume (In Persian).
  2. Auditing Organization (2002); Accounting Standards, Technical Committee, Working Paper 160, Tehran (In Persian).
  3. Arab-Mazar- Yazdi, Mohammad (1995); Increasing Content of Cash Flows and Accruals, PhD Thesis, University of Tehran, Unpublished (In Persian).
  4. Kordestani,Gholam Reza,(1995) ; Earning Ability for Forecasting Cash Flow and Future Earning ,The Iranian Accounting and Auditing Review, 12,13: 42-55.
  5. Khodayari,Arzolah,(1997); Income Ability and Cash Flows for Forecasting Future Cash Flows, Unpublished MA Thesis , University of Tehran (In Persian).
  6. Saedmohamadi, kasra (1998); An Empirical Research on Association Between Accrual Earning And Cash Flow from Operation in TSE, Unpublished MA Thesis University of Tarbiat Modarres (In Persian).
  7. Sadegh Byan, Mohsen,(1998); An Empirical Research on Association Between Cash Flow from Operation And Operation Income in TSE, Unpublished MA Thesis University of Tehran (In Persian).
  8. Gennat Rostami, Mohamad Taghi (1999); An Investigation in the Role And Ability of Future Earning And Cash Flows in Investment in Stock TSE, Unpublished MA Thesis, University of Shahid Beheshti (In Persian).
  9. Modarres, Ahmad,(2001); An Investigation in Applicability of Multivariate Time Series Model In Predicting Operation Cash flows; Theory Versus Evidence, Unpublished PhD, University of Allameh Tabatabee (In Persian).
  10. Hashemi,Seyyed Abbas (2004); An Analytical Review of Association Between Accruals and Operating Cash flows: A Model for Predicting of Operating Cash Flow, Unpublished PhD, University of Tehran (In Persian).
  11. Arab-Mazar, Mohammad (2006); Information Content of Cash Flows and Accruals in Iranian Capital Markets, The Iranian Accounting And Auditing Review, No. 43: 99-118 (In Persian).
  12. Ali, A.(1994); The Information Content of Earnings, Working Capital from Operations and Cash Flows. Journal of Accounting Research, (spring): 61-74.
  13. Beaver, W., R. Lambert and D. Morse (1980); The information content of security prices, Journal of Accounting and Economics, 2: 3-28.
  14. Bernard, V, and J. Thomas, (1990); Evidence that Stock Prices do not fully Reflect the Implications of Current Earnings for Future Earnings, Journal of Accounting and Economics, 305-340.
  15. Bowen, R., D. Burgstahler and L. Daley (1987); The Incremental Information Content of Accrual versus Cash Flows. The Accounting Review (October): 723-747.
  16. Brown, L. (1993); Earnings Forecast Research: implication for Capital Markets Research, International Journal of Forecasting 9: 295-320.
  17. Cheng, A., S. Liu and T. Schaefer, (1996); Earnings Permanence and the Incremental Information Content of Cash Flows from Operations, Journal of Accounting Research 34: 173-181.
  18. Collins, D., and S. Kothari, (1989); An Analysis of Intertemporal and Cross-Sectional Determinants of Earnings Response Coefficients. Journal of Accounting and Economics, 11: 143-181.
  19. Dechow, P. M, Scott, A. R and Richard, G. S. (2004); The Persistence and Pricing of the Cash Component of Earning, www.ssrn.com.
  20. Finger, C. (1994); The Ability of Earnings to Predict Future Earnings and Cash Flow. Journal of Accounting Research, 32 (Autumn): 210-223.
  21. Kormendi, R. and R. Lipe. (1987); Earnings Innovation, Earnings Persistence and Stock Returns, Journal of Business, 60: 323-345.
  22. Ohlson, J. (1987); Ungarbled Earnings and Dividends: An Analysis of the Beaver, Lambert and Morse Valuation Model. Journal of Accounting and Economics, 109-116.
  23. Penman, S. 1992. Financial Statement’s Information and the Pricing of Earnings Changes, The Accounting Review 67: 563-577.
  24. Pfeiffer R., P. Elgers, M. Lo and L. Recs (1998); Additional evidence on the incremental information content of cash flows and accruals: the impact of errors in measuring market expectations, The Accounting Review, 73 (3): 373-385.
  25. Sloan, R., (1996); Do Stock Prices Reflect Information in Accruals and Cash Flows about Future Earnings? The Accounting Review, 71 (July): 289-315.
  26. Subramanyam, K. (1996); The Pricing of Discretionary Accruals. Journal of Accounting and Economic, 22: 249-281.
  1. Received: 11 / September / 2007
  2. Accepted: 30 / dismember / 2007


[1] – Random Walk Models

[2] – Complete Mean Reverting

[3] – Ungarbled Earnings

[4] – Transitory Earnings

[5]– Autoregressive Prediction Model

[6]– Combined Earnings-Components Prediction Model

[7]– The Sloan Prediction Model

[8] – Quasi Experimental

[9]– Time Series- Regression Model

[10] – Serial Correlations

[11]–  Cross-sectional Interaction

[12]– Predictors

[13]– Ordinary Least Squares(OLS)

[14]– Maximum Likelihood(ML)

[15]– Dummy variable

۱۳۹۲-۱۲-۲۸ ۰۷:۵۷:۰۱ +۰۳:۳۰اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۲|Categories: عمومی|بدون ديدگاه

ثبت ديدگاه

پرداخت

1-پرداخت آنلاین
برای پرداخت آنلاین از لینک زیر استفاده کنید
پرداخت آنلاین
2- پرداخت آفلاین
برای پرداخت آفلاین مبلغ مورد نظر را به یکی از شماره کارت
6037997245888723بانک ملی