واژه “فازی”در فرهنگ لغت آکسفورد بصورت “مبهم، گنگ، نادقیق، گیج، مغشوش، درهم و نامشخص” تعریف شده است. ما در متن از همان واژه “فازی” استفاده می کنیم. اساساً گرچه سیستمهای فازی پدیده های غیر قطعی و نامشخص را توصیف میکنند، بااین حال خود تئوری فازی یک تئوری دقیق است.

در سیستمهای عملی اطلاعات مهم از دو منبع سرچشمه میگیرند. یکی از منابع افراد خبره میباشند که دانش و آگاهیشان را در مورد سیستم با زبان طبیعی تعریف میکنند. منبع دیگر اندازه گیریها و مدلهای ریاضی هستند که از قواعد ریاضی مشتق شده اند. بنابراین یک مسئله مهم ترکیب این دو نوع اطلاعلت در طراحی سیستمها است. برای انجام این ترکیب سئوال کلیدی این است که چگونه میتوان دانش بشری را در چهار چوبی مشابه مدلهای ریاضی فرموله کرد. به عبارت دیگر سئوال اساسی این است که چگونه میتوان دانش بشری را به یک فرمول ریاضی تبدیل کرد. اساساً آنچه که یک سیستم فازی انجام میدهد، همین تبدیل است. برای اینکه بدانیم این تبدیل چگونه صورت میگیرد، ابتدا باید بدانیم سیستمهای فازی، چگونه سیستمهایی هستند.