رویکردهای مبتنی بر کلمات کلیدی در درک ارتباطات پیچیده تر بین ویژگی های اشیا در عمق معنایی بیشتر ناتوان هستند. به عنوان مثال اطلاعات ارزشمند بین فیلم ها، کارگردان ها و هنرپیشه ها و یا دانش­جویان، دروس و اساتید در صورت استفاده از صرفا کلمات کلیدی برای توصیف این موجودیت ها از دست می­روند. به منظور توصیه کردن انواع مختلفی از اشیای پیچیده با استفاده از خصوصیات و ویژگی های آن­ها سیستم باید قادر باشد خصوصیات آن­ها را در عمق معنایی بالاتری نسبت به کلمات کلیدی در نظر بگیرد. سیستم شخصی­سازی سنتی وب سایت یک دانشگاه ممکن است دروس جاوا را به علت این که دانشجویی قبلا به دروس جاوا علاقه نشان داده است به او توصیه کند. از سوی دیگر سیستمی که از دانش دامنه­ی مربوطه بهره می­برد ممکن است تشخیص دهد که این دانشجو ابتدا باید دروس پیش­زمینه­ی درس جاوا را بگذراند یا ممکن است قادر باشد مناسب ترین استاد ارائه کننده­ی این درس برای این دانشجو را به او توصیه کند. هستان­شناسی یک بحث فلسفی است که ساختاری را برای تعریف مفاهیم مهم و ارتباطات معنایی بین آن­ها تعریف می­کند. این ساختار هنگامی که در ماشین پیاده­سازی می­شود واژگان­شناختی نامیده می­شود. مثالی از واژگان شناختی یک شمای رابطه­ای در پایگاه داده است که شامل جداول و کلیدهای خارجی ای است که از نظر معنایی به یکدیگر مرتبط می­باشند. از چنین ساختارهایی می­توان برای ساخت دانش در سطوح انتزاعی بالا در یک دامنه­ی خاص استفاده کرد. واژگان شناختی ها برای یک وب سایت معمولا شامل مفاهیم، ارتباطات رده بندی بین مفاهیم و سایر ارتباطات موجود بین مفاهیم موجود در دامنه­ی وب سایت می­باشند. به عنوان مثال واژگان شناختی دامنه­ی مربوط به یک وب سایت فیلم معمولا شامل مفاهیمی مانند فیلم، هنرپیشه، کارگردان و غیره است. ارتباطات معمول در این دامنه شامل بازی کردن در فیلم (بین هنرپیشه و فیلم) ، کارگردانی کردن و غیره می­باشد.