تاريخچه سيستم هاي « اُْسي آر »

از جنبه تاريخي، سيستم هاي « اُْسي آر » تا كنون سه مرحله تكاملي را پشت سر گذاشته اند

الف. مرحله تكوين(از 1900 تا 1980): رد پاي اوليه اقدامات صورت گرفته در زمينه بازشناسي حروف را در سال هاي اول دهه 1900 مي توان يافت و آن زماني است كه « تيورينگ»دانشمند روسي بر آن بود كه به افراد مبتلا به نارسايي هاي بينايي كمك نمايد. اولين اختراع هاي ثبت شده در اين زمينه مربوط به سال هاي 1929و 19 ميلادي هستند اين سيستمها حروف چاپي را با روش تطابق قالبي[1] شناسايي مي كردند؛ به اين صورت كه ماسك هاي مكانيكي مختلفي از مقابل تصوير حرف عبور مي كردند(مكانيكي) و نور از يكسو به آن تابانده مي شد و از سوي ديگر توسط يك آشكارساز نوري دريافت مي گرديد(اپتيكي). وقتي يك انطباق كامل صورت مي گرفت، نور به آشكارساز ميرسيد و حرف ورودي بازشناسي مي شد. اين اختراع به دليل فناوري اپتومكانيكي مورد استفاده در آن، كاربردي نبود. تصور دسترسي به دستگاهي براي بازشناسي حروف تا دهه 1940 ميلادي و ظهور رايانه هاي ديجيتال، به صورت يك رؤيا باقي ماند.

اقدامات اوليه در زمينه بازشناسي حروف، بر متون چاپي يا مجموعه كوچكي از حروف و نمادهاي دستنوشت كه براحتي قابل تشخيص بودند، متمركز گرديده بود. سيستم هاي بازشناسي حروف چاپي كه در اين مقطع زماني عرضه شدند، عمدتاً از روش تطابق قالبي استفاده مي نمودند كه در آن، تصوير ورودي با مجموعه بزرگي از تصاوير حروف، مورد مقايسه قرار م يگرفت. در مورد متون دستنوشت نيز الگوريتم هاي پردازش تصوير كه ويژگي هاي سطح پايين[2] (ويژگي هايي كه مستقيماً و بدون اعمال هيچ تبديلي، از تصاوير استخراج مي شوند) را از تصاوير استخراج مي كنند، در مورد تصاوير دوسطحي اعمال مي شدند تا بردارهاي ويژگي استخراج گردند. سپس اين بردارهاي ويژگي به طبقه بندي كننده هاي آماري سپرده مي شدند. در اين دوره، تحقيقات موفق اما مقيد (منظور از مقيد، مفروض دانستن شرايط و پي شفرض هاي خاص براي كاراكترهاي ورودي است)، بيشتر بر روي حروف و اعداد لاتين انجام گرفت. با اين حال مطالعات چندي نيز بر روي حروف ژاپني، چيني، عبري، هندي، سيريليكي، يوناني و عربي در هر دو زمينه حروف چاپي و دستنوشت آغاز گرديد. با ظهور صفحات رقومي كننده[3] در دهه 1950 كه قادر به تشخيص مختصات حركتي تجاري نيز امكان عرضه يافتند. اين نوآوري سبب شد « اُسي آر » نوك يك قلم مخصوص بودند، سيستم هاي كه محققان بتوانند در زمينه بازشناسي برخط حروف دستنوشت، فعاليت خود را آغاز نمايند. منبع مناسب درباره اقدامات صورت گرفته بر روي بازشناسي برخط حروف تا سال 1980 مي باشد.

ب. مرحله توسعه (از 1980 تا 1990): مطالعات صورت گرفته تا قبل از سال 1980 بدليل فقدان سخت افزارهاي رايانه اي قدرتمند و دستگاه هاي اخذ داده ها با مشكل همراه بودند. در اين دهه بواسطه رشد انفجارگونه فناوري اطلاعات، وضعيت بسيار مناسبي براي تحقيقات مختلف از جمله بازشناسي حروف فراهم گرديد. روش هاي ساختاري به همراه روش هاي آماري در بسياري از سيستم ها استفاده شدند. تحقيقات در اساساً به توسعه روش هاي بازشناسي معطوف گرديد، بي آنكه مسئله استفاده از اطلاعات « اُسي آر » زمينه معناشناختي به منظور افزايش دقت بازشناسي مورد توجه قرار گيرد. اين امر سبب گرديد كه دقت بازشناسي) نرخ بازشناسي)از يك حد خاص فراتر نرود، كه در بسياري از كاربردهاي « اُسي آر » قابل قبول نبود.

[1] Template matching

[2] Low level feature

[3] Digitizers