با وجود آنكه فقط 2 درصد از گونه حشرات داراي زندگي اجتماعي هستند ، اما بيش از 50 درصد توده زيستي حشرات را تشكيل مي دهند. اين ميزان در برخي جاها ، مانند جنگل هاي باراني آمازون به بيش از 75 درصد مي رسد.منظور از زندگي اجتماعي ، تجمع تعداد زيادي از يك گونه خاص در الب يك مجموعه يا كلوني و تعامل آنها با همديگر است.همه مورچه ها و موريانه ها و همچنين برخي از گونه هاي زنبورها در قالب كلوني زندگي مي كنند. اجتماع حشرات مي توانند مسائلي را با همكاري يكديگر حل و فصل نمايند كه هيچ يك از اعضاي آن اجتماع به تنهايي قادر به حل آنهانمي باشند.اكثر اين مسائل به صورت مسائل بهينه سازي قابل بيان هستند. به عنوان مثال تلاش حشرات براي يافتن كوتاه ترين مسير در هنگام جستجو براي غذا ، تخصيص مناسب نيروهاي كاري براي انجام كارهاي مختلف ، و همچنين طبقه بندي محل هاي حاوي تخم ها و نوزادان ، از جمله مسائل بهينه سازي هستندكه حشرات اجتماعي با همكاري يكديگر آنها را حل مي كنند . هر تلاشي كه براي حل يك مساله بهينه سازي مي شود، باعث به وجود آمدن اطلاعاتي در مورد آن مساله مي گردد. به منظور همكاري براي حل يك مساله بهينه سازي ، وجود داشتن مسيري براي انتقال اطلاعات بين اعضاي جامعه ، ضروري است. به اين ترتيب در هر اجتماع از حشرات، نوع خاصي از ارتباط بين حشرات وجود دارد. اين ارتباط در گونه هاي مختلف مي تواند به صورت مستقيم يا غير مستقيم در ميان حشرات برقرار باشد.به عنوان مثال هنگامي كه يك زنبور عسل يك منبع غذايي جديد پيدا مي كند،با اجراي يك رقص ويژه جهت و فاصله محل منبع غذايي را به ساير زنبورها اطلاع مي دهد . اين يك ارتباط مستقيم است.به نحوي كه براي آنكه زنبوري از پيام مورد نظر اطلاع يابد،مي بايست رقص زنبور را مستقيما مشاهده و آن را تعبير و تفسير كند. ارتباط و تماس فيزيكي نوع ديگري از ارتباط هاي مستقيم ميان حشرات اجتماعي است.

ارتباط غير مستقيم نياز به مهارت بيشتري دارد. د اين نوع ارتباط حشره مي بايست محيط اطراف را به نحوي تغيير دهد كه ساير هم نوعانش از تغيير محيط آگاه شوند و پيام مورد نظر حشره را دريافت كنند .